نجم الدين الكبرى ( مترجم : محمد باقر ساعدى خراسانى )
139
فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى )
رجوع به او بنمايد و هلاك هم به آسانى ميسر نمىشود مگر پس از آنكه هول و هراس عظيمى را كه بذل روح است بر خود هموار كند چنانچه همين معنى براى حسين بن منصور حلاج در هنگامى كه دم از انا الحق زد اتفاق افتاد و هلاك و فنا هر دو عبارت اخراى يكديگرند و حسين منصور در راز و نياز خود اظهار مىداشت ناسوت من در لاهوت تو مستهلك شده اينك بحقى كه ناسوت من بر لاهوت تو دارد از كسى كه تصميم دارد تا مرا از پاى در آورد درگذر و او را بيامرز . استهلاك اثر بارز محبت است و نخستين پايه محبت آن است كه حبيب محبوب خود را براى خويش برگزيند و پس از آن خود را فداى او بسازد و بدنبال آن از دوئيت خاطر كند و فناى در وحدانيت را براى خود ايجاد نمايد و اين لطيفه را در هنگامى كه حالت مستمره و دائمى در مخلوقها احساس كرده مىشود چشيدهايم ليكن اين ميدان محدود بود و قابل براى درك است و به حدود آن دست پيدا مىتوان كرد از طرف ديگر ميدان فردانيت چنانچه گفتيم قابل درك براى همگان نبوده و به آسانى به حقيقت آن دست پيدا نمىشود و هر متاعى را به ثمن و بهايى كه در خور آن است مىتوان ابتياع كرد .